واک+سن=واکسن
چرندیات من
مجموعه مستند راز
با دیدن این فیلم به راز کائنات و دستیابی به موفقیت و ثروت پی خواهید برد |
ترسناکترین فیلمهای ۲۰۰۹
جدیدترین فیلمهای سراسر وحشت با کیفیت عالی و زیرنویس فارسی |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
۲۳ اسفند یکسالگی وبم بود.
حالا میخوام تمومش کنم
شاید دیگه نیومدم اینجا
کامنت هم ندین چون دیگه نمیخونم
فقط به خاطر اینکه اگه دلم واسه قبلنا تنگ شد بتونم بیام اینجا و خاطره هامو بخونم پاکش نمی کنم
ولی خب ادرس وبمو خیلیهایی که نباید داشته باشن دارن
شاید رفتم یه جای دیگه وب زدم شرمنده که ادرسشو به هیچ کدومتون نمیدم هرچند که من دیگه فراموش شده ام به خاطر همه چیز از همتون ممنونم
خداحافظ همتون
راستی یه چیز مهم یادم رفت:
¤¤¤عیدتون مبارک!¤¤¤
سلام
این سه ماهی که نبودم اندازه سه سال حرف دارم همشم میگم.نکات نوشتاری و نقطه ویرگور و ادبیات فارسی و غلط املاییو اینا هم نداریم اصلا میخوام هر چی دلم میخواد بگم . شمام راحت باشین وبلاگ من ازادی بیان داره.
تو این سه ماهی جریان ما اینجوریا بود که صبح کله سحر خواب یا بیدار باید میرفتیم دانشگاه یه کلاس میموندیم بعد هزار کیلو متر راه رو بدون وجود حتی یه دونه تاکسی از ایستگاه سرویس تا دم در منزل لنگ میزدیم میومدیم خونه همین که کلید رو تو در میچرخوندیم این ازاده ... و ... و ... اس(مخفف اس ام اس) میداد کجایی؟الان کلاس شروع میشه راهمون نمیدنا.(اخه خانوم ایستگاه سرویس دم در منزلشون قرار داره !کوفتش بشه)دیگه همون راه هزار متری رو دو ماراتون راه مینداختیم میرفتیم سوار سرویس می شدیم نزدیکار خونشون که می رسیدم تک میزدم که ازاده هم بیاد با هم بریم.میرفتیم باز یه کلاسو بودیم دوباره همون جریانات صبح عینان تکرار میشد.تا اینکه ساعت 6 دوباره باید دو ماراتونه رو راه مینداختیم دیگه تا 8:30 دقیقه شب تو اون خراب شده بودیم تا میومدیم برسیم خونه دیگه تو خیابونا سگ پر نمیزد.میرسیدم عین جنازه کف راهرو پهن میشدم خانواده میومدن منو با خاک انداز جمعم میکردند.دیگه فردا و پس فردا و روزهای اتی هم به همین منوال.تا اینکه ترم تمومید و خودمون انتخاب واحد کردیمو یه جوری برداشتیم که نه به خواب صبحمون لطمه بخوره نه به خواب ظهر نه تفریح 5 شنبه جمعه ها و ... البته یه سری از کلاسارو گذاشتن واسه پیچوندن.
خب این از این مساله بعدی مساله اجتماعی بود که ما توی جامعه درون دانشگاهی بسیار محبوب شده بودیم به صورتی که خاک بر سرا رد نمیدادن .
برای توضیحات راحت تر در اینده نزدیک اول باید همه رو معرفی کنم اخه همه اسم داشتن الان اسماشونو میگم که دیگه گفتم بدونین کیو میگم.هه هه.
قرقره:مخلوطی بود از یه انسان که بیشتر شبیه خط کشه و هی راه میرفت غر میزد.
خانوم تو چقدر گیجی:این خانوم کارمند شریف دانشگاهه .یه روز رفتیم کارت امتحانمونو بگیریم گفت شماره دانشجوییتو بخون خوندم گفت خب حالا بخون . باز خوندم گفت یه بار دیگه بخون (حالا شماره هم 80 رقمی بود) باز خوندم بعد یه دور خودش خوند گفت درسته؟ دیگه گریم گرفته بود.سر ازاده هم دقیقا و دقیقا همین کار رو تکرار کرد اخرشم گفت برو واحد امتحانات کارتت رو نمیده منم دیگه حرصم گرفت بهش گفتم خانوم تو چقدر گیجی(با گریه گفتم)بعد چپ چپ نگامون کرد ما هم ترجیح دادیم بریم امتحانات...
حدیییییییییث:یه پسره هست هر وقت منو میبینه به من یاد اوری میکنه :حدییییییییییث . حالا از کدوم گوری اسم منو یاد گرفته اصلا مهم نیست چون کیه که دیگه اسممو ندونه؟فکر نکنید امار میدمو سرو گوشم میخاره ها نه به جون امواتتون ولی خب دیگه پیش میاد.حالا این پسره هر سری میگه حدییییییییث ماهم دیگه اسمشو همین گذاشتیم.
تا گور دانش بجوی:وااااااای یه خانوم هست به قول ازاده نه قرنه داره زندگی می کنه تازه یادش اومده درس بخونه . حالا این بخوره تو سرش اینقدر سوال دارههههه که نگو. بعد الان دیگه تا حرف می زنه دخترو پسر همه میگن اااااااه نچ باز این شروع کرد.هزار تا سوال داره اینقدر هم حرص درسشو میزنه که بیا و ببین اخرشم همه رو افتاد هه هه .
بادمجون(باده):پسره بد بخت تیشرت بادمجونی پوشیده بود دیگه روش موند.
سری دوزی:یه مدل لباس داره از اون همه رنگشو خریده لباسه سری دوزیه.
ابرو:ابرو نیست که فرچه واکسه یه سرههههههه ماشالا که خیلی هم با هوشه(حالا در ادامه میگم)
ابلیس:از اونجا که مدل موها لباس پوشیدن اندام و ... خیلی شباهت داره به ابلیس دختر و پسر بهش میگن ابلیس(خاک بر سر خود نامردش بود که تحدیدم کرد. با مامانش میاد دانشگاه هه هه)
سنجاب:این دوست همون ابلیسه همه بهش میگن سنجاب
شرک:این دختره .نکبت روز اول اومده میگه تو کجایی هستی؟ میگم شاهرودی. میگه خاک بر سرت از شاهرود بلند میشی میای اینجا درس میخونی؟ منم ای بهم بر خورد گفتم خب سمنان زندگی می کنم.حالا هفته بعد: ملیکا کجاس؟ گرمساره.گرمسار؟واسه چی؟ خب چون خونشون گرمساره.اییییییییییییییی این دیگه کیه!!!!.بعد از اونجایی که چاقه همه بهش میگن شرک.
میتی مارمولک:به جاااااااان خودم که واسم خیلی عزیزه نباشه به جان خودتون اصلا عجوبه ایه.یعنی اخر جلب توجه. اسمش میتراس سر کلاس هنوز کلاس شروع نشده میاد رو میز میشینه. سر کلاس همه ساکت نشستن یهویی بلند حرف میزنه . (مثل وقتایی که ما هندسفری؟هنسفری؟چمیدونم همون هر چی دلتون میخواد !تو گوشمونه)با همه پسرا حرف میزنه اصلا یه چیزیه.
سوسک : اخ این ارزو رو مخه همش.با هر کی هم حرف میزنه هر یک کلمه ای که میگه تیک میزنه یه خنده وسطش میاد .یک سوالای چرت و پرتی هم سر کلاس میپرسه که همه میگن اه باز این سوسک حرف زد.
بچه گدا:به جان خودم مثه بچه گداهاس . خیلی پولدارنا ولی خب یه نمه خسیسن . یه نمه که برو بالااااااااا.پسره . خر خونه کلاسم هست . خر خون چیه اصلا چیزیه واسه خودش.درسارو آنی میگیره اونوقت ما باید اینقدر بزنیم تو سرمون تا یه ذره یه چیزایی بفهمیم که اونم غیر ممکنه.
بغل دستیم: این همون بچه خرخونهس که همیشه صدا ضبط می کنه سر کلاس همه استادا میره اخرشم همه رو افتاد . از این کلاس در میومد میرفت تو اون کلاس از صبح ساعت 7 تو دانشگاه بود اخری هم 8:30 دقیقه شب برقارو خاموش می کرد میرفت خونه. البته اگه بذارنش همونجا میخوابیه.از اونجایی که چند باری بغل دستمون بود این اسم رو روش گذاشتیم.
شیتیل:یک بچه پرروئیه که حد نداره.منو ازاده حرف میزدیم گوش وامیستاد که بخوره تو سرش!میخندید بعد راجع به حرفامون نظرم میداد .
پاسکالیه:یعنی یکی از یکی پرروتر.اومد از ازاده جزوه گرفت بعد گفت من اینارو می برم فتو میزنم میام جزه خودمم باشه پیشتون گرو.بعد رفت انتشارات و برگشت از رو جزوه پاسکال ازاده فتو گرفته بود بعد ما سر کلاس که نشسته بودیم روز بعدش بود فکر کنم اومده بود از جزوه ازاده غلط املایی می گرفت یه سره هم میگفت به صلاح.اخرشم دیدیم که به ازاده نظر ناپاک داره و...
ابیه:ای ای ای بچه پر رو پسره تیشرت ابی پوشیده بود بعد با یکی دیگه بود اونم تیشرت سبز بود بعد منو ازاده نشسته بودیم روی نیمکت .از جلومون رد شدن بعد اون سبزه گفت این وسطیه چه خوشگله!منم بین خودمو ازاده رو نگاه کردم گفتم کی اینجا بود؟!!!! بعد رفتن یه دوری زدن و اومدن رو نیمکت بعدی نشستن . اون سبزه گفت ببخشید این دوست من میخواد با شما دوست بشه خودمم میخوام با اون وسطیه رفیق بشم . میشه بیاید این شماره رو ازش بگیرید(ای روتونو برم!!!!)منم گفتم کار دیگه ای نداری بیام برات بکنم؟
اعتماد بنفس:یه پسره چااااااق قد کوتاه اصلا چیزیه واسه خودش.از شانس من این از من خوشش اومده.بعد سر کلاس کاملا بر میگرده عقب نگاه می کنه .یه سری هم دوستشو اورده بود بعد با انگشت اشارشون داشتن نشونه گیری می کردن . بعد ازاده هم هی گفت این اعتماد بنفسش بالاستو اینا دیگه این شد که اسمش شد اعتماد بنفس
کوتوله مغناطیسی:اینم یه پسرهههههه که تمام خصوصیاتی که ازاده میخواست رو داراست . و خوشبختانه ازاده رو هم نشون زده.ازاده هم که دیگه حتما از خوشحالی رو پاش بند نمیشه (اوه اوه فرار کنم)بنده خدا قد کوتا.کمی نسبتا چاق.کچل و... .
پروفسور(پرو):این یه سری اومد از ما جزوه بگیره ما هم که جلسه قبلش ظرفیت کلاس پر بود جا نشدیم تو کلاس گفتیم جزوه نداریم پاسش دادیم به مونا.مونا هم دیگه از اون به بعد گیر داد به این بنده خدا همش هم حس میکرد که پسره بهش نظر نا پاک داره تهشم اومد گفت میشه شماره زهرا رو بدین میخوام باهاش رفیق بشم منم همون موقع گفتم چه شکست عشقی ای بخوره مونا.
حالا مونا رو بگم:این بشر با چشمانی بد رنگ از اون سبز زشتا نافرما. موهای بور خودشم که سبزه شلوار شیش جیبشم که سبزه کیفشم که سبزه (رنگ چشماشه فک کنم ست میکنه اه اه اه)کلا اصلا یه رنگه خیلی بد رنگه.بعد به همه پسرا نظر داره اصولا پسر دوست داره .خیلی هم کرم داره.از این طرف به پسره بد بخت میگه نه من باهات رفیق نمیشم از اونور سر کلاس بهش تک میزنه.حالا پسره رو داری با تعجب همینطوری نگاش می کرد.بعد بلند میخنده (حالت قه قهه)از اونایی که همه بر میگردن میگن ای ای ای.
زهرا:بچه باحالیه ولی خیلی هارو ساپورت می کنه در طول روز شونصد نفر رو همزمان داره خب این نشونه تیزی بچهس.
سامورایی : یه پسره هس موهاشو محکم و سففففففت پشتش میبنده ماشالا هم که چه موهای بلندی داره منکه دخترم پیشش کم میارم بعد یه روز وسط کلاس درو باز کرد اومد تو یکی از پسرای کلاس (سینش (س) میزنه)گفت : مصطفی مصطفی پاشو ساموراییا حمله کردن.
باربی:پسره ها ولی باربی کنارش خجالت میکشه
مشکیه:سر کلاس زبانمون باهاش مشترک بودیم . یه کاپشن مشکی میپوشید خواست با ما طرح رفاقت بریزه نالوتی.یه سری داشت تعقیب و گریز انجام میداد منم با سرعت نور به سمت خونه میرفتم که از پشت یکی از پسرای کلاسمون خفتش کرد نمیدونم چی بهش گفت که حالا دیگه پسره منو میبینه فرار می کنه(خیلی دوس دارم بدونم چی گفته خب!)
سیاهه:این خیلی سیاه بود اصلا تو شب که دیده نمیشد بعد اومده میگه بیاین پشت ساختمون کارتون دارم (استغفرالله)
مسئول امار:این اسم برازنده رو پس از اون جریانی گذاشتیم که اکیپ چهار نفرمون میخواست کنار هم بشینه ولی متاسفانه ردیف صندلی ها 3 نفره بود ازاده یه صندلی تکی از ته کلاس برداشت دو ردیف اورد جلوتر که بشینه روش بعد پسره برگشته میگه نبر بذار سر جاش ما هم گفتیم به تو چه و خیلی ریلکس نشستیم که اومدن گفتن کلاس این نی . بلند شدیم بریم باز بچه پر رو میگه صندلی رو بذار سر جاش ازاده هم یه لگد حواله صندلی کرد صندلی رفت ته کلاس کلی یاروها خر کیف شدن.
خب دیگه تا الان فقط همینارو یادمه (خداد به داد ما برسه که چه اسمایی داشته باشیم)این اسما کار منکه نبوده طبیعتا.
واسه امروز دیگه بسه انگشتام یکی یکی دارن میریزن پایین ناسلامتی من پریروز واکسن زدم منو درک کنید .(عمرا اگه کسی تا اخرشو خونده باشه هه هه)
سلام.
هیچی ندارم بگم.
حالا این هیچی ندارم بگم ببین چند صفحه میشه.
باور کنید معلوم نیست دانشگاس چاله میدونه تویله هس اصلا منکه یه ترم کامل رفتم نفهمیدم چیه؟
اصلا اونجا هیچکس واسه درس نمیاد
تو یه راسته که میری شونصد نفر زر مفت میزنن
ماشالا که چقدرم همه دختر دوستن.
خیلی عذر میخوام ولی با همه اینا به هر جون کندنی بود از ۲۰ تا ۱۵ تاشو پاسیدیم.خدارو شکر مشروط هم نشدیم
حالا بازم بر می گردم.
فعلا همینقدر
بااااااااای.

